382لهذا به جماعت نخاوله و فقراى شيعه آنجا بناى تقسيم شد. صورت آوردند، رجالا و نساء، وجوه به حضرات تقسيم شد.» 1
در برابر، نخاوله واعراب شيعه، گاه در مواقع حساس به حمايت از شيعيان ايرانى برمى خواستند. زمانى كه يك كاروان اسير اعراب بدوى شده و پس از تحمل صدمات فراوان به مدينه برگشت، - در اين كاروان آقا سيدمحمد فرزند مرحوم حاج آيةاللَّه سيدمحمد كاظم يزدى مرجع شيعيان نيز حضور داشت - «از طرف شيعيان و دوستان عوالى، مكرر در مكرر رسولان و قاصدان آمدند كه ما جماعتى از شيوخ عوالى خود را حاضر خدمت ساخته كه شما را با همراهانتان در مدت هفت روز برسانيم به مكه.» 2
ايرانىها حتى مىكوشيدند تا در اجاره كردن الاغ نيز اين ملاحظات را داشته باشند. كازرونى مىنويسد كه شتر را از طايفه فُرْعى كه «غالب آنها شيعه هستند» كرايه كرده بوديم. 3 مقصود از اين ناحيه، منطقه فرع است كه ده قريه داشته و «چهار قريه آن شيعه و از سادات عالى درجات» بودهاند. حسام السلطنه در سال 1297 از يكى از روستاهاى شيعه اين منطقه يادكرده و مىنويسد: «شيخ فرعى كه از شاگردان مرحوم شيخ - انصارى - است در اين آبادى توقف دارد، مروّج مذهب اماميه است و جمعى را شيعه كرده و هر ساله به مكه معظّمه مىرود و مقام اجتهاد دارد.» 4 فراهانى نيز در باره منطقه فرع نوشته است: «اهالى فرع اغلب شيعه اثناعشرى هستند». 5
نيز در گزارشى كه از سال 1315 در دست است، آمده است كه همراه كاروان ايرانىها، آيةاللَّه سيد عبدالحسين لارى بوده كه وقتى به منطقه فُرع و روستاهاى شيعه آن رسيده، «اهل آن قريه مىآمدند و مسائلى كه داشتند سؤال مىكردند.» 6 همين زائر، وقتى به مدينه رسيده است «در باغ نخلى كه دو بركه آب در آن بود، قريب به خانه نخاولهها، منزل» گرفته است. 7 فراهانى مىنويسد كه شمارى از مردمان قراى اطراف وادى فاطمه نيز كه در نزديكى مكه قرار دارد، شيعه اثناعشرى و زيدى هستند. 8