371در باره اين شهر يك نكته ديگر را هم بايد افزود و آن اين كه نزاع ساكنان شهر با نخاوله شيعه مذهب كه در روستاهاى اطراف بودند، آنان را نسبت به ايرانيان نيز كه نوعى اتحاد مذهبى با نخاوله داشتند، بدبين مىكرد.
اما گزارش برخورد مردم اين شهر با ايرانيان در منابع موجود:
زائرى در سال 1261 نوشته است: با اين كه اهل مدينه، نسبت به اهل مكه، بسى مهربان و با سلوكاند، عجم در انظار ايشان مفلوك و معتبرين حجاج، بسى دنى و صُعْلوك.» 1 اين ناشى از تعصب جاهلى است كه از قديم الايام ميان عرب وجود داشته است. متقابلا برخى از عجمها نيز با همين ديد تحقيرآميز به عربها نگاه مىكردند. امين الدوله مىنويسد: «شترها را نزديك چادرها خوابانيدهاند، عربده عرب و شتر بهم آميخته، عفونت اين دو جانور به يكديگر پيشى مىگيرد.» 2 طبعا چون در مدينه قدرتى نداشتند، نمىتوانستند برخورد تندى داشته باشند.
گزارش مفصلى كه از برخورد خشن عربها با عجمها از سال 1306 نقل شده جالب توجه است. ميرزا عبدالغفار نجمالملك منجم باشى، گويا به هدف آگاه كردن دربار قاجارى، نوشته است:
آنچه خانهزاد در خاك حجاز ديد، اين است كه مردم عجم نمىدانم از چه بابت در انظار مردم آنجا مغضوب و حقير و خفيفاند، بلكه از سگ پستترند و با وجود آن كه در اين سنوات، به حسن كفايت حاجى ميرزا حسن كارپرداز مقيم جده، خيلى رفاهيّت دست داده، باز خالى از خطر نبود، خاصه در مدينه طيبه كه خون و مال عجم را حلال و مباح مىدانند و به هر قسم بتوانند در صدمه حجاج كوتاهى نمىكنند. حتى سيد حسن مطوّف كه از جانب معين الملك براى مطوّفى ايران مأمور است، كمال بدسلوكى را مىنمايد. سالهاست رسم چنين شده كه هر نفر حاجى مبلغ دو ريال فرنگ كه معادل دوازده هزار دينار باشد به او بدهند تا در ميان مزوّرين و خدّام قسمت كند. اين