348است: از مرد عجم دو غازى، از مرد عرب يك غازى. از زن عرب نصف غازى و از زن عجم يك غازى. از هندى و درويش هيچ نمىگيرند. غازى هم چهارهزار و دويست و پنجاه دينار است. 1
گفتنى است كه هميشه در ميان حجاج، افراد درويش و فقيرى هم بودند كه پولى در بساط نداشتند و كسى هم از آنان انتظارى نداشت. فراهانى نوشته است كه در ميان سه هزار و اندى حاج ايرانى «قريب هفتصد از اين حجاج، حجه فروش و عكام و درويش و فقرا بودند كه منفعتى از آنان به هيچ كس نمىرسيد. و دو هزار و كسرى حاجى بودند.» اين تازه در شرايطى بود كه به نظر وى «حجاج ايران بالنسبه به ساير حجاج از جهت مخارج و اسباب منزل و چادر و غيره منظمتر و بهتر بودند.» 2 امين الدوله نيز اشاره به آنها دارد كه در سوئز از او هزينه كشتى را مىخواستهاند و پانزده نفر مىشدهاند. 3
اداره امور حج
سرپرستى حجاج عجم
بحث اميرى حاج از زمان رسول خدا(ص) آغاز شده و پس از آن، هر ساله دستگاه خلافت شخصى را به عنوان اميرالحاج انتخاب مىكرد و مسؤوليت اداره امور حج را به وى مىسپرد. اين وضعيت تا زمانى بود كه دنياى اسلام به لحاظ مذهبى و سياسى، به چند پاره تقسيم نگرديده بود. از زمانى كه دولتهاى مستقلى در نواحى مختلف شكل گرفت، رقابت بر سر اداره حرمين شريفين آغاز شد و به ويژه در امر امارت حج كه سروكارش با مكه و مدينه؛ دو شهر مقدس براى همه مسلمانان بود، اين رقابت خود را نشان مىداد؛ به طورى كه دولت هر منطقه براى حجاج خود اميرالحاجى انتخاب مىكرد. اين كار، در اوايل پسنديده نبود، اما از پس از انحلال خلافت عباسى، رواج