347همگى شريك شدهاند، حُجّاج ايرانى ممتنع است از كيد حَجّاج جان سالم» بدر برند. 1 وى به قدرى از هماهنگى آنان در شگفت شده كه مىنويسد: «گويا - همه آنها - در ركن حجرالأسود معاهده بستهاند كه بدون اطلاع و صلاحديد يكديگر هيچ كارى در معنا نكنند.» 2
كازرونى در سال 1315 فهرستى از پولهاى متعددى كه در وقت ورود به جده تا رفتن به مكه داده، ارائه كرده و به قول خودش پنجگونه ظلم را برشمرده است.
اولًا كرايه قايق كه آنان را از كشتى به ساحل آورده نصف مجيدى؛ يعنى پانصد دينار ايرانى گرفتهاند. ثانياً به عنوان عبور از گمرك هر نفرى نيم مجيدى داده و برگه عبور مىدادهاند. در مرحله بعد تذكره بوشهر را گرفته دو مجيدى و نيم، بابت تذكره ايرانى گرفتهاند. كرايه شتر نيز كه سر جاى خود، علاوه بر آن ريال فرنگ را نيز با ارزش كمترى برداشتهاند. 3
بسيارى از رؤساى قبايل و طوايف ميانه راه نيز، مبلغى از كاروانها مىگيرند.
اين مبلغى است كه آنان در قبال حمله نكردن به كاروان و احياناً تعهد براى جلوگيرى ساير بدويان و غارتيان به كاروان، از حاجيان دريافت مىكنند. 4 پولى كه حاجى به حملهدار مىدهد، به عنوان كرايه و خاوه براى رؤساى قبايل و احياناً حقى براى خود اوست. اما به نوشته فراهانى، از اين پول بايد سهمى به شريف، پاشا، رييس قافله، مطوّف، مخرج - كسى كه هزينه كرايه را معين كرده و از هر كشورى شخصى را شريف براى اين كار در نظر مىگيرد - قونسول و ديگر فضولهاى قافله برسد. طبعاً «همه اينها را روى كرايه مىاندازند و كرايه خيلى گزاف مىشود.» 5
در مسير جبل، رؤساى طوايف و قبايل آن ناحيه كه قدرت بيشترى داشته وامارتى بهم زده بودند، مبالغى را به عنوان اخوه مىگرفتند. بر اساس گزارش محمد ولى ميرزا از سال 1260 در اين راه، امير عبداللَّه به اين شرح، اخوه از حجاج دريافت مىكرده