313ايرانيان قرار گرفته است. برخى از اين سفرنامهها كه به نوعى به ايران مربوط مىشد، سخت مورد علاقه دربارىهاى ايران قرار داشت. 1 آگاهيم كه سفرنامههاى اروپايى در دوره صفوى، در باره ايران و هند و به طور كلّى، آسيا تا چه اندازه گسترده بوده است. اين آثار به ويژه در دوره ناصرى، در اختيار درباريان ايران قرار گرفت و به همين دليل است كه نسخههاى فراوانى از آنها در كتابخانه ملى ايران موجود مىباشد. 2 طبعاً اين حركت فرهنگى، به نوعى در ميان چهرههاى دانشى ايران تأثير گذاشت و ادبيات نوينى را در اين زمينه پديد آورد؛ ادبياتى كه مىتوان آن را «ادبيات سفرنامه نويسى» نام نهاد.
سفرنامههاى اين دوره، برخى گزارش سفر به اروپا و هند است. 3 برخى ديگر، گزارش سفرهاى زيارتى به عَتَباتْ در عراق كه كسانى مانند خود ناصرالدين شاه نيز در اين زمينه تأليف دارند. 4 برخى هم مربوط به سفرهاى داخلى در ايران است كه اين بخش بسيار گسترده بوده و حاوى اطلاعات بسيار با ارزشى است. در اين ميان، سفرنامههاى حج كه گزارش سفر به حِجاز است، حجم قابل ملاحظهاى از نوشتههاى سفرنامهاى اين دوره را تشكيل مىدهد كه شمار زيادى از آنها، منبع نوشته حاضر است.
چيزى كه در باره سفرنامههاى موجود گفتنى است، آن استكه، مؤلفانِ هر يك از اين سفرنامهها، از منظرى خاص به مسائل و رخدادها نگريسته و نكات ويژهاى را مورد توجه قرار دادهاند.
انتخاب ما، تنها شامل نكاتى مىشود كه به نوعى به حجگزارى ايرانيان مربوط است؛ يعنى نشان دادن اين كه ايرانيان چگونه سفر مىكردهاند، با چه مشكلاتى روبرو بودهاند و اصولاً چه نظامى براى اداره حج از سوى ايران و ايرانيان وجود داشته است. اين قبيل آگاهىها، در برخى از سفرنامهها به صورت مستقيم مطرح شده است؛ در حالى كه در برخى ديگر، تنها با اشاره از اين قبيل مسائل ياد شده است.
اين نيز گفتنى است كه سفرنامهنويسان از كارهاى يكديگر آگاهى داشتهاند. براى