259بسته شدن دورهاى و نوبتى راه بيابانى حج، بصره، لحسا، جزيره، به ويژه در طى سالهاى 1555 تا 1591 شد. 1
اين وضعيت در سالهاى /1047 1638 به اوج خود رسيد، زمانى كه فرمان اخراج همه زائران ايران از مكه و ممانعت از انجام حج توسط آنها در سالهاى آتى، توسط سلطان مراد چهارم صادر شد. 2 گرچه وقايع بعدى نشان مىدهد كه اين فرمان چندان جدى گرفته نشد و حجاج ايرانى همانند ديگران، همچنان به حج مىآمدند. در واقع شرفاى مكه، دلايل فراوانى براى اجازه دادن به حجاج ايرانى براى آمدن به حج و داشتن روابط خوب با صفويه، داشتند.
آنها به عنوان اعقاب پيامبر(ص)، مورد احترام و ستايش تمامى مؤمنان شيعه تحت حاكميت صفويان بودند. اشخاص بلند پايه دربارى، مقامات مذهبى و ثروتمندان افراد دست و دلبازى بودند كه بخششهايى در قالب هبه يا وقف داشتند. با اين وصف، حضور حسن بن عجلان حسنى به عنوان يكى از شرفاى مكه در دربار شاه عباس، تعجبانگيز نخواهد بود. 3 به هر روى، ما بايد به خاطر بسپاريم كه حج، نقش مهمى را در اقتصاد حساس مكه در زمينه تجارت بر عهده داشت و ممانعت از آمدن تاجران ايرانى، بر روى درآمد كسان زيادى كه در اين موقعيت به تجارت مشغول بودند، تأثير مىگذاشت.
به هر حال تشيع در مكه فعال بود، حتّى به نظر مىرسد كه گاه در پوشش تسنن به فعاليت مىپرداختند. به عنوان مثال مىتوان به خاندان طبرى اشاره كرد كه اينان از سادات حسينى بودند و در ميان آنها، فقيه، امام، شاعر و مورخ وجود داشت. آنها تا اواسط قرن دوازدهم از طبرستان به مكه آمده و در اين ديار اقامت گزيدند. همين طور آنها در قرن سيزدهم توانستند با حمايت شرفاى مكه، نظارت بر پست مذهبى مهمى؛ مانند امامت مقام ابراهيم و در نتيجه منصب مفتى شافعى را به دست آورند. 4 اين درست است كه اعضاى اين خانواده در منابع به عنوان دانشمندان سنى اصيل ياد و