246سليمان از شرفاى حسنى مكه پناه برده و از او خواست تا وى را به يمن فرستد و او نيز چنين كرد. محبّى مىگويد: من گمان نمىكنم كسى كه بويى از اسلام و يا حتى عقل برده باشد دست به اين كار بزند.
سباعى با اشاره به اين نقلها مىگويد: يكى از توهمات متعصبانه آن عهد در ميان عامه اين بود كه شيعيان بر اين باورند كه تنها با تلويث بيت، حج آنها درست خواهد بود! سباعى مىگويد: اين امر به هيچ روى با منطق و عقل سازگار نيست؛ اگر چنين بود، هرساله، به دليل حضور هزاران شيعه در مكه، نبايد جاى سالمى براى كعبه مىماند. او تأكيد مىكند كه اين باور قديمى تركهاست و من نمىدانم چگونه عقل آنان اجازه مىدهد كه چنين بينديشند. او از اين توهم نامعقول، آن هم زمانى كه مسلمانان نياز به برادرى دارند اظهار تأسف مىكند.
در واقع اين امر ساخته دست «تركان عثمانى» بود كه با «دولت صفوى» درگير بودند. آنان وقتى مىخواستند سنيان را بر ضد شيعيان تحريك كنند، كعبه را ملوث كرده، بر عهده شيعيان مىگذاشتند. طبيعى بود كه با اين اتهام، قلوب ساده عامهاى كه به قصد حج، فرسنگها راه آمدهاند، چه مقدار بر ضد برادران شيعهشان تحريك مىشد!
شخصى كه عصامى و محبّى از او ياد كردهاند «محمد مؤمن استرآبادى» است. افندى اشاره به شهادت او كرده اما وجه نادرستى را براى شهادت وى ياد كرده و آن اينكه او را متهم كرده كه قصد تغوّط در مقام حنفى را داشته است. خاتون آبادى نيز نوشته است كه محمد مؤمن در سال 1088 به سبب عداوت دينى به دست سنيان مكه به شهادت رسيد. به نظر مىرسد در ميان گزارشهاى فوق، گزارش «عصامى» دقيقتر از همه باشد. ما دو نمونه ديگر از اين دست حوادث را در سالهاى پس از آن نيز در تاريخ مشاهده مىكنيم، شايد موارد ديگرى نيز از اين دست باشد:
يكى ديگر از علماى شيعه ايرانى كه در مكه مورد ضرب و شتم قرار گرفت شيخ