203بهنظر نگارنده، روايتىكه بر سپردن پرچم به على(ع) دلالت دارد، به واقعيت نزديكتر است؛ چرا كه پرچم در جنگ احد به دست او بود و چنانكه اهل سيره گفتهاند، غزوه حمراء الأسد نيز ادامه همين غزوه بوده است.
غزوه بنو قريظه:
ابن اسحاق در مورد غزوه بنوقريظه آورده است: وقتى جبرئيل، پس از غزوه خندق، خيانت، پيمانشكنى و نيرنگ بنىقريظه را آشكار ساخت و فرمان الهى حمله به آنها را به پيامبر خدا(ص) داد، آن حضرت از على(ع) خواست پرچمدار او در حمله به بنوقريظه باشد. على(ع) پرچم را تا نزديكى قلعههاى بنوقريظه برد، اما آنگاه كه كلام ناشايست دربارۀ پيامبر(ص) از آنها شنيد، برگشت و در راه پيامبر(ص) را ديد و گفت: «اى فرستاده خدا، نبايد به اين قوم خبيث نزديك شويد. پيامبر پرسيد: چرا؟ گويا از آنها چيزى عليه من شنيدهاى! گفت: آرى، اى پيامبر خدا. پيامبر(ص) فرمود: اگر مرا ببينند چنين نخواهند گفت.» 1
از روايت واقدى چنين برداشت مىشود كه على(ع) پرچم را تا قلعه برد و پيامبر(ص) در آنجا به او ملحق شد. آنگاه كه على(ع) ايشان را ديد از ابوقتاده خواست پرچم را نگه دارد و خود درباره آنچه از يهود شنيده، به پيامبرخدا گزارش دهد. 2
گفتههاى ابن اسحاق مورد اجماع اهل سيره است؛ چراكه ابن عبدالبرّ، 3 ابن حزم، 4 ابنقيّم، 5 ابن كثير، 6 ابن سيدالناس، 7 ابن حجر 8 و ديگران نيز آن را گفتهاند.
غزوه خيبر:
بخارى به نقل از سهل بن سعد روايت كرده است كه پيامبر خدا(ص) در روز خيبر فرمود: «فردا اين پرچم را به دست مردى خواهم سپرد كه خداوند فتح را به دست او مقدّر كرده است. خدا و رسولش او را دوست دارند و او نيز خدا و رسول را دوست دارد.»
مردم شب را با اين فكر گذراندند 9 كه پرچم به چه كسى داده خواهد شد؟ صبح