142كه تمامى آن تلاشها با شكست روبهرو شده است. چنانكه خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد: ( وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ ).
خداى متعال به حكم آيه شريفه: ( وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّٰاسِ )، پيامبر خود را از گزند و آسيب در امان نگهداشت تا آن حضرت - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - رسالت مقدس خويش را به انجام رسانَد و پايههاى دين مبين اسلام را مستحكم سازد.
اما دشمنى آن نابكاران، كه در اعماق جان ناپاكشان ريشه داشت، پس از رحلت پيامبر اعظم(ص) نيز ادامه يافت، چندان كه در طول قرون متمادى، بارها تلاش كردند تا قبر مبارك آن حضرت را نبش كنند و پيكر مطهّر ايشان را بربايند، اما اراده و خواست الهى چنين بود كه آن حضرت را پس از رحلتش نيز در پناه خويش مصون و محفوظ بدارد.
در اين نوشتار، چند مورد از اين تلاشهاى مذبوحانه را، كه در منابع تاريخى و كتب معتبر بدان اشاره شده، بررسى مىكنيم:
1. نخستين بار، در ابتداى قرن پنجم هجرى گروهى به فرمان «الحاكم بأمراللَّه عبيدى» و به سركردگى شخصى به نام «ابو الفتوح»، حاكم وقت مكه و مدينه، تلاش كردند تا با نبش قبر مطهّر پيامبر، پيكر پاك ايشان را به مصر منتقل كنند.
تاريخ نگاران، جزئيات اين واقعه را با ذكر سند و به نقل از كتاب تاريخ بغداد، نوشته ابن نجار چنين آوردهاند:
گروهى از زنادقه به الحاكم بأمراللَّه، فرمانرواى عبيدى پيشنهاد كردند كه پيكر مطهر پيامبر را از مدينه منوره به مصر منتقل كند. حاكم را اين سخن خوش آمد و گفت: اگر چنين كارى ميسّر گردد، مردمان از همه جا براى زيارت، آهنگ مصر كنند و وضع اهل مصر دگرگون شود!
از اين رو، فرمان داد بنايى بسازند و براى ساخت آن، اموال بسيار هزينه كرد. سپس