74مانده است؛ مانند: آثار فرعونها، فينيقىها و كلدانىها كه نشانههاى تمدن و فرهنگ آن ملتهاست و شاعر نيز به همين معنا اشاره كرده و گفته است:
تلك آثارنا تدلّ علينا
فانظروا بعدنا إلى الآثار
همانا آثار ما، ما را مىشناساند و پس از ما، به آثار ما نگاه كنيد
البته مقصود ما در اينجا، اينگونه آثار نيست. ضمن آنكه ما در كتاب خود «تاريخ الخط العربى و آدابه» كه در مصر چاپ شده است، در اينباره، به تفصيل، سخن گفتهايم.
دسته دوم كه مقصود ما مىباشد، همان آثار مقدس و لوازم شخص رسول خدا(ص) است كه از ايشان بر جاى مانده است. آثار پيامبر(ص)، همهاش از آن يادگارىهايى است كه داراى جاذبه و تأثير شگفتى بر بينندگان آنها است؛ براى مثال، چه تأثيرى بالاتر از اذان گفتن بلال بعد از رحلت رسول خدا(ص)، هنگامى كه از شام برگشت و صحابه از وى، خواهش كردند كه همانند زمان پيامبر(ص) برايشان اذان بگويد. مرد و زن و كوچك و بزرگ، براى شنيدن اذان، اجتماع كردند و چون بلال به عبارت «أشهد أن محمداً رسول الله» رسيد، هركس كه در مدينه بود، گريست و ناله سر داد. آن روز تا زمانىكه بلال اذان را تمام كرد، همانند روز رحلت رسول خدا(ص) بود، چنانكه ذكر آن گذشت.
آرى! به خدا سوگند! صحابه حق داشتند كه چنين كنند و بيش از اين هم حق داشتند؛ زيرا آنان پيامبرى را كه رحمة للعالمين بود، از دست داده بودند و زخمهاى حاصل از فراق او، هنوز خوب نشده بود. ما امروز پس از گذشت چهارده قرن، هنگامى كه داستان رحلت رسول خدا(ص) را