62امام ابوالعباس احمد مقرى، صاحب كتاب «نفح الطيب» و «إضائة الدجنة» تأليف نفيسى 1 درباره اوصاف كفشهاى رسول خدا(ص) دارد كه در حيدرآباد هند، چاپ شده است.
در صحيح مسلم، به نقل از كتاب «مبارق الأزهار فى مشارق الأنوار»، از ابوهريره روايت شده است:
رسول خدا(ص) ميان چند نفر از اصحابش، نشسته بود. سپس برخاست و رفت و ديگر برنگشت. صحابه نگران شدند و من نخستين كسى بودم كه به جستوجوى او شتافتم و او را در بوستان يكى از صحابه يافتم. آن حضرت كفشهاى خود را به من داد و فرمود: «برو بيرون اين بوستان و هركس را ديدى با يقين قلبى، «لا اله الا الله» مىگويد، او را به بهشت مژده بده». من بيرون رفتم و نخستين كسى را كه ديدم، عمر بود. هنگامىكه حديث را برايش نقل كردم، چنان به سينه من زد كه از پشت، به زمين افتادم. آنگاه برگشتم خدمت رسولخدا(ص) و عمر نيز پشت سر من آمد و جريان را گفتم. پيامبر(ص) فرمود: «اى عمر! چرا چنين كردى؟!» گفت: «ترسيدم مردم به اين حرفها، مغرور شوند و ديگر عمل نكنند». 2 و 3
همانگونه كه پيامبر(ص) كفش مىپوشيد، چكمه نيز مىپوشيد؛ چنانكه نويسنده كتاب «تاريخ الخميس» مىگويد: «پيامبر(ص) چكمه پوشيد و آنها