39بخارى در همين باب، با اسنادش از سهل بن سعد ساعدى، روايت مىكند: «رسول خدا(ص) با اصحابش وارد سقيفه بنىساعده شد و در آنجا نشست؛ سپس رسول خدا(ص) به من فرمود: «به ما آب بده». من نيز اين جام را آوردم و به آنان آب دادم. ابوحازم مىگويد: «سهل ساعدى، همان جام را آورد و ما براى تبرك جستن به رسول خدا(ص)، از آن آب، نوشيديم». سپس مىگويد: «بعدها، عمر بن عبدالعزيز، از سهل خواهش كرد آن جام را به او ببخشد و سهل نيز آن را به او بخشيد». 1 اين حديث را مسلم نيز در باب اشربه، آورده است. 2
بخارى در همين باب، با اسنادش از عاصم احول، روايت مىكند: «جام رسول خدا(ص) را نزد انس بن مالك ديدم. انس گفت: من بارها با اين جام، به رسول خدا(ص) آب دادهام». 3 البته در عبارت روايت مسلم، چنين آمده است: «من بارها با همين جام، همه انواع نوشيدنىها را همانند: آب و عسل و شير به رسول خدا(ص) دادهام». 4
قرطبى در كتاب «مختصر البخارى» مىنويسد:
در برخى از نسخههاى قديمى بخارى، چنين نوشته شده است: ابوعبدالله بخارى مىگويد: من خودم اين جام را در بصره ديدم و از آن، آب نوشيدم. 5 اين جام را از نصر بن انس، به هشتصد هزار درهم خريده بودند.
اين جام نزد صحابه و تابعان نگهدارى مىشد و با آب نوشيدن از آن تبرك مىجستند. از هيچيك از صحابه و بزرگان تابعين شنيده نشده است كه كسى اين عمل را كوچك شمرده يا انكار كرده باشد. بلكه بايد گفت: نادانهايى كه چنين عملى را كوچك مىشمارند يا انكار مىكنند، خودشان گمراه هستند.
بخارى در باب «شرب البركة و الماء المبارك» با اسنادش از جابر بن عبدالله، روايت مىكند:
من در حضور رسول خدا(ص) بودم كه وقت نماز عصر رسيد؛ درحالىكه فقط مقدار كمى آب داشتيم. آن را در ظرفى قرار داديم. رسول خدا(ص)