207آن حضرت را از رساندن آب به عثمان، منع كرد. اما امام(ع) به او، اعتنا نكرد. 1
طلحه پس از قتل عثمان، اميرمؤمنان(ع) را شايسته خلافت دانست و پشتيبانى خود را از آن حضرت، اعلام كرد و نخستين كسى بود كه با ايشان، مقابل همگان بيعت كرد. 2 او كنار زبير، از امام(ع) خواست تا حكومت كوفه و بصره (در برخى منابع، يمامه و بحرين) را به آنان واگذار كند. 3 اما آن حضرت، با مشاهده اشتياق آنان به قدرت و احساس خطر كردن از دستيابى آنان به ثروت و قدرت عراقين، از واگذارى اين سمتها به آنان، خوددارى كرد و نياز خود را به [عنوان مشاور به] حضور طلحه و زبير در مقرّ خلافت، اظهار كرد. 4
آنها، چنين تصميمى را جفايى در حق خود مىديدند؛ زيرا با آنكه در شوراى خلافت، داراى جايگاهى همانند امام بودند، او را بر خود مقدم كردند و مانع خلافت (عثمان) را از پيش پاى ايشان، برداشتند. 5 آنان پس از گذشت چهار ماه از بيعت با امام(ع)، به بهانه بجا آوردن عمره، از مدينه خارج 6 و در مكه، با عايشه متحد شدند و با پيشنهاد «يعلى بن اميه» و وعده «عبدالله بن عامر»، بصره را از ميان گزينههاى ديگر، به عنوان مقصد برگزيدند. 7
منابع مختلف، اعتراف طلحه به مشاركت در قتل عثمان و پشيمانى وى را نقل كردهاند. 8 به همين دليل بود كه در ميانه جنگ جمل، مروان بن حكم كه از لشكريان طلحه بود، با پرتاب تيرى، وى را كشت. 9 او در حقانيت خود در اين جنگ، ترديد داشت. 10 بنابر