506
مقرب درگاه اهلبيت(عليهم السلام)
ابوهاشم جعفرى، نزد امامان شيعه، منزلت والايى داشت. اين حقيقت، از رفتار آن بزرگواران با او، فهميده مىشود؛ براى نمونه داوود بن قاسم، نقل مىكند:
ساربانى از من خواست كه با حضرت جواد(ع) صحبت كنم تا ايشان، او را به كار بگمارد. من نزد امام رفتم. ولى ديدم ايشان همراه گروهى، به صرف غذا مشغولاند. از اينرو نتوانستم سخن بگويم. به محض اينكه امام مرا ديد، برايم غذا گذاشت و فرمود: «ابوهاشم! بخور».
پس امام بىدرنگ فرمود: «غلام! به ساربانى كه ابوهاشم براى ما آورده است، رسيدگى كن و در كارها، از او كمك بگير». 1
عاشق اهلبيت(عليهم السلام)
داوود بن قاسم، عشق و علاقه شديدى به خاندان عصمت و طهارت داشت و خود را وقف آنان كرده بود؛ بهطورىكه تحمل دورى از خاندان وحى، براى ابوهاشم غيرممكن بود. به همين علت، او اوقات زيادى از عمر خويش را با امامان خود سپرى مىكرد. وقتى ابوهاشم پير و ضعيف شد و متوجه گرديد كه ديگر نمىتواند به راحتى از بغداد، به خدمت حضرت هادى(ع) برسد، بسيار افسرده شد و به امام اينگونه شكايت كرد: «سنّم زياد و بدنم ضعيف و اسبم پير شده و آمدن براى زيارت شما از بغداد، برايم بسيار دشوار شده است. پس برايم دعا بفرماييد... ». 2
در اشعار ابوهاشم هم، نشانههاى روشنى بر علاقه زياد وى به مولا على(ع) و اهلبيت(عليهم السلام)، ديده مىشود. در جريان دستگيرىهاى امام عسكرى(ع)، نگرانى زياد ابوهاشم درباره اين مسئله، ديده مىشود؛ از جمله اينكه، «محمد بن عبدالله» مىگويد:
وقتى فردى به نام سعيد، دستور بردن امام عسكرى(ع) را داد، ابوهاشم جعفرى ضمن