505به من اجازه ورود داد، در حضورشان نشستم. حضرت فرمود: «ابوهاشم! مىخواهى شكر كداميك از نعمتهاى خداوند عزيز و جليل را بجا آورى؟»
من سرافكنده و خاموش شدم و نمىدانستم چه بگويم. بعد امام فرمود: «خداوند، ايمان را روزى تو كرد و بهوسيله آن، بدنت را بر آتش، حرام نمود و تندرستى را نصيبت كرد و به واسطه آن، تو را بر طاعت يارى نمود و قناعت را به تو داد و از اين راه، از تبذّل بازداشت...». 1
وكيل ناحيه مقدسه
هرچند زندگانى آخرين امامان شيعه، با كنترل شديد خلفاى عباسى همراه بود، اما تشيع، كموبيش در سرتاسر سرزمينهاى اسلامى، گسترش يافت. آنچه باعث شد معارف اهلبيت(عليهم السلام) به همهجا راه يابد، سيستم «وكالت» بود. وكلا، بيشتر به واسطه نامههايى كه از سوى افراد مطمئن، به حجاز و عراق مىبردند، با امام مرتبط مىشدند. 2 ارتباط ماوراى طبيعى نيز، از ديگر وسايلى بود كه باعث مىشد امامان شيعه، از آن طريق، با وكلاى مورد نظر خويش، ارتباط برقرار كنند.
يكى از وكلاى بزرگ ائمه(عليهم السلام) ابوهاشم داوود بن قاسم بود. سيد بن طاووس در اينباره مىگويد:
در زمان غيبت صغرا، سفيرانى شناخته شده بودند كه معتقدان به امامت حسن ابن على(عليهما السلام) هيچگونه اختلافى در موردشان نداشتند؛ از جمله آنان، داوود بن قاسم جعفرى بود. 3
«ميرزا محمدعلى مدرس»، در اينباره مىگويد: «[ابوهاشم] در اوايل غيبت صغرا، از سفراى مُسلّم السّفاره ناحيه مقدسه هم بوده است». 4