454هم با رحمت خود به او روى مىآورد...». پس اين كلام وى، بر من نشست و به خداوند روى آوردم و آنچه را پيشتر بدان اشتغال داشتم، جملگى ترك گفتم؛ مگر خدمت مولايم على بن موسى الرضا را. چون اين سخن را با مولايم در ميان گذاشتم، فرمود: «اگر اين اندرز را بپذيرى، اين پند و موعظه تو را كفايت كند». 1
همچنين از او، نقل شده كه گفته است:
اقْسِمُوا عَلَى الله برأسي واطلبوا حوائجكم فتعجب الناس من تزكية نفسه! فقال: انّي قلتُ ذلك لأني وضعتُ رأسي على باب الرضا(ع) مدةً.
به سر من سوگند ياد كنيد و حوايجتان را طلب كنيد. مردم تعجب كردند از اينكه او، اينگونه خود را تزكيه نفس مىكند. او گفت: «اينگونه گفتم، زيرا مدتى، سر خود را بر در خانه رضا(ع) گذاشتهام». 2
ابنجوزى نيز در كتاب مناقب معروف كرخى، سخنى از وى را آورده است كه نشاندهنده ارادت و اعتقاد وى، به امام على(ع) است. سخن معروف چنين است: «... عَقَد رسولُ الله(ص) لنفسه ولِعَلي بن أبيطالب(ع)، فَخَلَطَه بدنياه وشاطَره العلم وخصّه بأشياء خصّه به جبريل(ع) من الدعاء والذكر والخلوة...». 3
از معروف كرخى، سخنان حكمتآميز و اقوالى در زهد و سلوك عارفانه، نقل شده است كه در منابع تصوف، موجود است. 4 نويسندگان احوال و تراجم مشايخ تصوف، وى را از قدما و اجلاى مشايخ صوفيه، به شمار آورده و تقوا و ورع او را ستودهاند. به گفته آنان، او مريد داوود طائى و استاد سَرى سقطى، بوده است. 5
بسيارى از عرفا و صوفيان، سلسله خرقه (اجازه طريقتى) خود را به معروف كرخى، و