446او زنى پاك و شايسته بود و پس از اينكه عبدالقادر در كودكى، پدرش را از دست داد، او تربيت فرزند خود را برعهده گرفت. 1 امروزه در صومعهسراى گيلان، مزارى به نام بىبى فاطمه خيرالنساء وجود دارد كه برخى، آن را قبر مادر شيخ عبدالقادر گيلانى، دانستهاند.
پدربزرگ مادرى وى، شيخ زاهدى بود كه از بزرگان مشايخ گيلان، به شمار مىآمد. گفتهاند او مستجابالدعوه بوده و كراماتى داشته است و هرگاه بر كسى خشمگين مىشد، بلايى بر سر آن شخص مىآمد. 2 شيخ عبدالقادر، در زمان حيات، با انتساب به جد مادرى خود، به نام سبط ابىعبدالله الصومعى الزاهد، شناخته مىشده است. 3
عبدالقادر گيلانى، در جوانى به بغداد آمد و به سماع حديث پرداخت و نزد قاضى ابوسعد مُخرّمى، فقه را آموخت و با شيخ حَمّاد دبّاس، همنشينى نمود و از وى، اصول طريقت را فراگرفت.
او در مدرسهاى كه شيخ خود، ابوسعد مخرّمى، در منطقه باب الازج بغداد، بنا كرده بود، مجالس موعظه را آغاز كرد و مورد اقبال مردم قرار گرفت و بسيارى از آنها نزد وى توبه مىكردند. به علت اينكه مدرسه او از حضور مردم پر مىشد و ديگر گنجايش آنها را نداشت، مدرسه را توسعه دادند و عامه مردم در اين كار شركت كردند. شيخ عبدالقادر تا پايان عمر، در اين مدرسه تدريس مىكرد و به موعظه مردم مىپرداخت. 4
عبدالقادر گيلانى، مذهب حنبلى داشت و از وى با تعبير امام الحنابله 5 و شيخ الحنابله ياد كردهاند. با اين حال، او از مشاهير و بزرگان تصوف در زمان خود، به شمار مىآيد و او را با القاب و تعابير مبالغهآميزى، همچون سلطان المشايخ، قدوة العارفين 6، غوث اعظم