139آورد و گفت: «اين پدر توست. اما آتش، چهرهاش را تغيير داده و وارد دوزخ شده و از آب ناگوار و سوزانش خورده و به عذاب دردناكى دچار شده است».
پرسيدم: «تو پدر من هستى»؟! پاسخ داد: «آرى». گفتم: «چرا چهرهات عوض شده است»؟! گفت: «من دوستدار و پيرو بنىاميه بودم و آنها را برتر از اهل بيت پيامبر خدا مىدانستم. بدين علت به عذاب الهى گرفتار شدم و چون تو دوستدار اهل بيت پيامبر(ص) بودى، از تو خشمگين بودم و تو و خانوادهات را از ثروتم محروم ساختم. اما امروز از اين كار پشيمانم. پس به خانهام برو و زير درخت زيتون را حفر كن. 150 هزار سكه در آنجا مخفى است. پنجاه هزار آن را به محمدبن على(ع) بپرداز و باقى مال را خودت بردار». مرد شامى ادامه داد: «اكنون به شام مىروم تا پولها را بياورم».
ابوعيينه مىگويد: «يك سال بعد به امام(ع) عرض كردم كه آن مرد شامى چه كرد»؟ فرمود: «پنجاه هزار سكه به من داد و من هم با آن، قرضم را ادا كردم و قطعه زمينى را خريدم و به خويشان نيازمندم كمك كردم. آن ميتِ پشيمان، از اين كارش سود خواهد برد؛ چون مرا خوشحال كرد و با من دوستى ورزيد». 1
امام جعفر صادق(ع) و بقيع
لعنت خداوند بر مغيره
شيخ طوسى از حسين بن ابىالعلاء روايت كرده است كه از امام صادق(ع) درباره مغيرة بن سعيد پرسيدم و عرض كردم كه او را در بقيع ديدهام و همراهش شخصى بود