128نماز او شركت نكرديد و محل قبرش را هم نمىدانيد».
پس بزرگان آنها گفتند: «عدهاى از زنان مسلمان را بياوريد نبش قبر كنند تا آن بانو را بيابيم و بر او نماز بگزاريم و قبرش را زيارت نماييم». خبر به اميرمؤمنان(ع) رسيد. آن حضرت درحالىكه از خشم، چشمانش سرخ شده و رگ گردنش بر آمده بود و لباس زردى را كه هنگام جنگ بر تن مىكرد، پوشيده بود، شمشير به دست، وارد بقيع شد. آنگاه كسى را نزد مردم فرستاد تا هشدار دهد. او به مردم گفت: اين على بن ابىطالب(ع) است كه به بقيع آمده و به خدا سوگند ياد كرده است كه اگر سنگى از اين قبرها جابهجا شود، روى شما شمشير خواهد كشيد. 1
5. اهل بقيع، بهترين همسايه
روايت شده است كه به على(ع) گفته شد: «چرا مجاورت قبر پيامبر خدا(ص) را رها كرده و همسايه بقيع شدهاى»؟ فرمود: «آنها را همسايههايى صادق يافتم كه مانع بدى مىشوند و آخرت را يادآورى مىنمايند». 2
6. مشاهده امر شگفتآور از على(ع)
در خبرى آمده است كه به مردم مدينه گفته شد: «امشب به بقيع برويد تا امر شگفتآورى را از على(ع) ببينيد». حذيفة بن يمان مىگويد:
مردم از عصر در بقيع تجمع كردند تا آنكه شب شد. سپس اميرمؤمنان(ع) با ذوالفقارش 3به آنجا آمد و فرمود: «به دنبالم بياييد». مردم هم به دنبال او رفتند