54همسويى ندارد. آنان، به بقيع مىرفتند، در آن مكث مىكردند و براى خفتگان در آن، از خداوند مغفرت مىخواستند.
نقلهايى وجود داردكه حاكى است خلفا با ايجاد بنا در بقيع مخالفتى نكردهاند؛ چنانكه دربارۀ خود پيامبر(ص) مخالفتى از آنان ديده يا شنيده نشده است. بر مضجع شريف نبوى بنايى وجود داشته و حضرت در زير سقف و بنا، كه بيت شريفش بوده، دفنگرديده است.
طبرانى در معجم الكبير، داستانى مفصل از رفتن عمر، خليفۀ دوم، به بقيع نقل مىكند و در ادامۀ آن، كه بسيار طولانى است، مىنويسد:
فخرج يمشي و معه المشاؤون إلى بقيع الغرقد فقال لأصحابه ليتمن كلّ رجل منكم أمنية فقال رجل وددت يا أمير المؤمنين أن عندي مالا فأنفق في سبيل الله و قال آخر وددت أن لي قوة فامتح بدلو من زمزم لحجاج بيت الله فقال عمر وددت أن لي رجلا مثل عمير استعين به في أعمال المسلمين. 1
پس عمر از خانه خود خارج شد و در حالى كه همراهانش با او بودند، به بقيع غرقد رفتند. پس وى به همراهان گفت: هر يك از شما آرزوى خود را بگويد. مردى گفت: من آرزو دارم كه مال و ثروتى داشته باشم و آن را در راه خدا انفاق كنم. فرد ديگرى گفت: آرزو دارم از توان و نيروى جسمانى خوبى برخوردار باشم و از زمزم براى حاجيان و عمرهگزاران آب بكشم. عمر گفت: من دوست مىدارم، مردى همچون عمير بن سعيد (عامل عمر در حُمص) داشته باشم و از وجودش در راه كمك به مسلمين بهره ببرم. سپس افزود: اينجا (بقيع) محل آرزو كردن از خدا و محل اجابت آن است.
اين حديث را ابن ابى الحديد با تفاوتى اندك نقل كرده و ديگران نيز آن را با تغييرات كمى آوردهاند.