46قطبالدين راوندى نقل مىكند كه حسن بن على(عليهما السلام) با اقتدا به سيرۀ جدش، هر پنجشنبه به بقيع مىرفت و براى اهل آن طلب مغفرت مىكرد و آنجا را محل استجابت دعا مىدانست و گاهى هم شبها به تنهايى به بقيع قدم مىنهاد و به دعا و مناجات مىپرداخت. 1
وصيت امام مجتبى(ع)
گرچه خواسته و توصيۀ امام حسن مجتبى(ع) به برادرش حسين بن على(عليهما السلام) اين بود كه در كنار جد بزرگوارش دفن شود، اما با توجه به حوادثى كه پيش بينى مىكرد و با اهميتى كه براى بقيع قائل بود، در وصيت خويش به برادر گرامىاش امام حسين(ع) فرمود:
«برادرم! چون پايان مهلتم برسد، چشم مرا ببند و غسلم بده و كفنم كن و مرا برسريرى گذارده، بر سر قبر جدّم پيامبر خدا(ص) ببر تا پيمانم را با ايشان تجديد كنم، سپس مرا نزد جدّهام فاطمه (بنت اسد) ببر و در آنجا به خاكم بسپار.»
از اين رو پس از شهادتش آن حضرت را در بقيع، در كنار جدهاش فاطمه بنت اسد دفن كردند؛ «وَمَضَوْا بِالْحَسَنِ(ع) فَدَفَنُوهُ بِالْبَقِيعِ عِنْدَ جَدَّتِهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدِ بْنِ هَاشِم...». 2
و در اصول كافى است كه محمد بن حسن و على بن محمد، از سهل، از محمد بن سليمان، از هارون بن جهم، از محمد بن مسلم نقل نموده كه گفت:
«شنيدم از امام باقر(ع) كه مىفرمود: چون زمان احتضار حسن بن على(عليهما السلام) فرا رسيد، به برادرش حسينبن على(عليهما السلام) فرمود: برادرم! تو را سفارش مىكنم به يك وصيت كه حفظش نموده، به آن عمل كن. هرگاه من مردم، تجهيزم نما، سپس به سمت قبر رسولالله(ص) ببر تا تجديد عهدى كنم. سپس مرا به سوى مادرم فاطمه(عليها السلام) ببر و آنگاه به بقيع برگردان و دفنم نما.» 3