78خود هشدار ده». (شعراء: 214) با نازلشدن اين آيه شريفه، پيامبر گرامى اسلام(ص) مأمور شد كه دعوت مردم به توحيد و يگانهپرستى را آشكار كند و در آغاز، اين كار را درباره اقوام و بستگان خود انجام دهد.
آن حضرت، بستگانش را به خانه حضرت ابوطالب دعوت فرمودند؛ حدود چهل نفر به اين دعوت پاسخ مثبت دادند. پس از صرف غذا، ابولهب عموى پيامبر(ص) با سخنان سبك و بىاساس خود فضاى مجلس را آلوده كرد و نگذاشت پيامبر(ص) مأموريت خود را به انجام رساند. پس ناچار شد فرداى آن روز نيز بستگانش را به منزل حضرت ابوطالب دعوت كند.
اين بار، پس از صرف غذا به حاضران فرمود:
اى فرزندان عبدالمطلب! سوگند به خدا! من هيچ جوانى را در عرب نمىشناسم كه براى قومش چيزى بهتر از آنچه من آوردهام به شما داده باشد؛ من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام. خداوند به من دستور داده است شما را به جانب او بخوانم. كداميك از شما مرا در اين كار يارى خواهيد كرد تا برادر، وصى و جانشين من باشد؟
پيامبر خدا(ص) اين مطلب را سه بار تكرار فرمود، اما هيچيك از حاضران در آن مجلس به آن حضرت پاسخ مثبت نداد، مگر على(ع) كه بنا به نقلى در آن وقت پانزده سال داشت. ازاينرو، پيامبر خدا(ص) به آنان فرمود:
انَّ هذا أَخي وَ وصيي و خليفتي فيكم، فأسمَعوا له و اطيعُوهُ. 1
همانا اين [و مرادش على بود] برادر من و وصى و جانشين من بين شماست. پس، [سخنان و دستورات او را] بشنويد و از او پيروى كنيد.