68بر آيد، بلكه از آن روست كه من تو را به پنج ويژگىات دوست دارم: «اينكه تو پسرعموى پيامبر خدا(ص) هستى؛ نخستين كسى هستى كه به او ايمان آورده؛ همسر سرور بانوان امت، فاطمه، دختر محمد(ص) هستى؛ پدر خاندان پاكى هستى كه پيامبر خدا(ص) ميان ما به جاى نهاده و بزرگترين مرد مهاجران هستى كه سهم عمده در جهاد، از آن توست».
روا بود من به جابهجا كردن كوههاى بلند و استوار و بر كشيدن آب درياهاى سرشار و انباشته مكلّف مىشدم تا چنين [خجسته] روزىام مىرسيد كه در كارى دوستانت را تقويت كنم و دشمنت را زبون سازم. راستى كه من نتوانستهام تمام و كمال، حق بزرگى را كه تو بر گردن من دارى، چنانكه بايد، ادا كنم.
سعيد بن قيس همدانى نيز در صفين اين چنين رجز مىخواند:
هذا عَلِيٌّ و ابنُ عَمِّ المُصطَفَى
أوّلُ مَن أجابَهُ مِمَّن دَعا 1
اين است على، پسر عم مصطفى، اول اجابت كننده دعوت او، اين امامى است كه راهش از ضلالت جداست.
عبدالله بن أبىسفيان بن حارث بن عبدالمطلب، در پاسخ وليد بن عُقبَه بنِ أبى مُعَيط (كه با چند بيت شعر درخواست كرده بود آنچه را از منزل عثمان غارت شده، به وى بر گردانند) چنين گفت:
و إنَّ وَليَ الأمرِ بَعدَ محمدٍ