44در قيام مختار، نه تنها بحث از تشيع اعتقادى، بلكه بحث پيدايش تشيع اعتقادى مطرح بود. انتقاد اشراف كوفه به تشيع مختار و حاميان او اين بود كه مىگفتند: «مختار از اسلافنا الصالحين اظهار بيزارى مىكند؛ چراكه آنان، بسيارى از صحابه پيامبر(ص) را به دليل انحرافاتى كه به وجود آوردند، مذمت مىكردند.
ترسيم كننده خطوط اساسى اعتقاد اصيل در تشيع، امام معصوم(ع) است؛ زيرا يكى از لوازم اعتقاد به امامت الهى آن بزرگواران، آن بوده كه تنها احاديث امامان اعتبار داشته و اهلبيت(عليهم السلام) تنها تكيهگاه رهبرى سياسى و دينى مردم و مُفتَرَضُ الطاعه بودهاند.
در اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم و در زمان امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)نِحلههاى فكرى و فرقههاى گوناگون پديد آمدند كه هر كدام داعيه رهبرى مسلمانان را داشتند. بيشتر آنها رهبرى سياسى موجود خلفا را پذيرفته بودند و مىكوشيدند رهبرى دينى را هم داشته باشند. اما ائمه شيعه پافشارى مىكردند كه تنها منابع مورد اعتماد، قرآن و عترت و اهلبيت پيامبر(ص) هستند.
از مباحث گذشته مىتوان چنين نتيجهگيرى كرد: شيعه و سنى در صدر اسلام داراى چند طيف متفاوت بودند:
يك- شيعيان بسيارى بودند كه تشيع آنها از نوع تفضيل على(ع) بر عثمان بود. لذا به اهلبيت(عليهم السلام) علاقهمند، و راوى فضايل آنها بودند. اين افراد را نبايد سنى اصطلاحى دانست؛ گرچه بسيارى از آنها به خلافت شيخين نيز معتقد بودند.
دو- تشيع به معناى صرف دوستى اهلبيت است كه هيچ زمينه تفضيل هم در آن وجود ندارد. اين گرايش در نظر عثمانى مذهبان تشيع خوانده مىشد و