43هذا تَشَيُّع اصحابِ الحديثِ مِنَ الكوفيينَ و يُثبِتونَ امامَةَ عَلِي». اما اصحاب حديث بصرى مىگفتند: «اَفضَلُ الامَّةِ بَعدَ النَّبي ابوبكر ثُمّ عُمر ثُمّ عُثمان ثُمّ عَلِي». اما مشايخ بغداد، از جمله احمد بن حنبل، امامت على را اصلاً قبول نداشتند: «كانوا يَحذِفون علياً مِنَ الاِمامَةِ و يَزعَمُونَ انَّ وِلايَتَهُ فِتنَهٌ». 1
طى جريان قتل عثمان و خلافت على(ع) تشيع رشد بيشترى يافت؛ اين گرايش را گرايش علوى و شيعى مىناميدند كه مرتبه ضعيف آن، رد عثمان و اثبات خلافت على(ع) و مرتبه كامل آن، اثبات امامت على(ع) پس از رسول خدا(ص) و برترى او بر ديگر خلفا بود.
گرايش عثمانى كه در دو جريان جمل و صفين تبلور يافت، در جمل شكست خورد؛ گرچه آثارش در بصره باقى ماند و مردم اين شهر عثمانىمذهب شناخته شدند، اما در دوره اموى در شام غلبه كرده و بر عراق حكومت يافت. حكومت بنىاميه تبلور غلبه مذهب عثمانى بود كه خلافت على(ع) را مشروع نمىدانستند؛ زيرا مىگفتند: «خليفه سوم با دست او يا با تحريك او كشته شد؛ به علاوه تمامى مردم بر او اجتماع نكردند». اين اعتقاد در سلف اهلسنت كه عثمانيه ناميده مىشدند، رايج بود.
پس از شهادت امام على(ع)، اعتقاد به امامت امام حسن(ع)، سپس امام حسين(ع) نشانه تشيع اعتقادى شناخته مىشد. ولى عثمانىها معاويه را خليفه مىدانستند و ياران امام حسين(ع) در واقعه كربلا با عقيده به اينكه امام حسين(ع)، امام و وصى رسول خداست، وى را يارى كردند و به شهادت رسيدند.