429من نسبت هارون به موسى است. سازش تو سازش من، سرشت تو سرشت من، و فرزندان تو فرزندان منند و ميان امتم كسى در پيشگاه من چون تو نيست.
على(ع) صاحب سرّ و كاتب وحى پيامبر بود:
كان الوحي يَنزِلُ عَلى رَسول الله ليلاً فَلا يُصبِح حَتى يُعلِّمهُ عَلياً و يَنزِلُ الوحي نهارا فلا يُمسِي حتى يُعلّمه علياً.
اگر وحى در شب بر پيغمبر نازل مىشد، آن شب را به روز نمىآورد، مگر آنكه وحى را به على(ع) مىآموخت و اگر به روز فرود مىآمد، آن روز را شام نمىكرد، مگر آنكه على(ع) را از آن آگاه مىفرمود.
اينها نمونهها و جلوههاى كوتاهى از گفتار و رفتار پيغمبر اكرم(ص) با امام اميرالمؤمنين(ع) است كه خود اين اقوال و افعال، «نصوص قوليه و فعليه» ديگرى براى جانشينى آن حضرت است.
على(ع) به قدرى در قلّه و اوج است كه بىاختيار بايد با شاعر هماهنگ شد كه «لَعَمري تِلكَ احدَى المُعجزات» و همراه با «صفى حلّى» به حضرتش معروض داشت كه:
1. جُمِعَت في صفاتك الاضداد
1. در تو صفات متضاد فراهم آمد بدين جهت تو بىمانند هستى!