371گريبانت را [به دست او] مىگيرد.
4. به راستى اگر تو او را به ميدان ببينى، چون جغد مفلوكى باشى كه شاهين تيز چنگالى از آسمان بر او پر گشاده.
5. فايده زندگى اين قوم پس از شكست از او چيست؟ به راستى هر آن دليرمردى كه على[(ع)] را به ميدان بيند، از جان خود نوميد شود.
6. او تو را به هماوردى خواند، ولى تو نشنيده گرفتى و گريختى و خود را به تنگناى رسوايى و فضاحت در افكندى.
7. يقين كردى كه مرگ به تو بسيار نزديك شده و آن دعوت به هماوردى كه مىشنوى هراسانگيزترين نهيبهاست.
8. با اين همه، مرا كه سر نيزه او به پيكرم خليده و نيش چنگش كالبدم را به دندان گزيده، سرزنش مىكنى؟
9. نه، به خدا سوگند كه او جز شير بيشهزار و پدر شير بچگان نيست كه شكارهايش به كامش گسيل مىشوند.
10. با وجود آن برخورد مرگبار، من اينك زنده و باقى ماندهام و خونم در آن رزمگاه پر مخافت بر زمين نريخت.
11. اگر در حقيقت عظمت او شك دارى، خود گردى برانگيز و به ميدانش برو، ور نه گفتههايت جز ياوهسرايىهاى پوچ نباشد.
عياض ثمالى نيز خطاب به شرحبيل، درباره بىنتيجه بودن جنگ با على(ع)، اشعارى فرستاد كه در بحث اتهامات دشمنان به على(ع)، در خصوص قتل عثمان، گذشت.