330تازه به خلافت رسيدهاى، تا آن هنگام كه كارها رونقى گيرد و اوضاع بر وفق مراد گردد، او را در منصب خود باقى گذار. بعدها هر وقت دلت خواست و صلاح دانستى او را از مقامش بر كنار كن».
اميرالمؤمنين(ع) به او فرمود: «اى مغيره! آيا ضمانت مىكنى كه من از هم اكنون تا آن وقت كه كارها روبهراه شود، زنده بمانم؟» پاسخ داد: «نه». حضرت فرمود: «من نمىخواهم كه خداوند مرا مؤاخذه و بازخواست كند كه چرا او را در يك شب تاريك بر دو نفر مسلمان مسلط كرده و زمام امور آن دو را به دست او دادهام. من هرگز گمراهان را يار و مددكار خود نخواهم گرفت. لكن من كسى را به او گسيل خواهم داشت و او را به روش حقى كه در دست دارم، خواهم خواند. اگر پاسخ مثبت داد، او همچون فردى از جامعه اسلامى است. هر حقى كه براى ديگران است او نيز داراست و هر چه را بقيه بايد بپردازند، او نيز بايد بپردازد. ولى اگر سرپيچى كرد و اطاعت نكرد، كار او را به خدا واگذار كرده و حكم الهى را درباره او جارى خواهم ساخت».
مغيره از نزد آن حضرت مرخص شد، درحالىكه با خود مىگفت: «اى على او را به خدا واگذار و حكم خدا را دربارهاش اجرا كن» و در بين راه اين اشعار را با خود مىسرود:
1. نَصَحتُ عَليّاً فِي ابنِ حَربٍ نَصيحَةً