3118. حتى كندن يك مو از بدن اطرافيان او حرام بود، پس چگونه به ضربات كشنده خود او را فرو كوفتند؟
9. در اين ماجرا زبير را در انگيختن مردم دستى بود و طلحه نيز بدون بازيگرى، سخت مىكوشيد [و از محرّكان بود].
10. هر چند پس از آن، [طلحه و زبير] اظهار ندامت و توبه كردند، اى كاش مىدانستم كه سرانجامشان [به آخرت] چه خواهد شد.
روند اتهامزنى معاويه و يارانش به على(ع) در خصوص قتل عثمان همچنان ادامه داشت. يكى از موارد، مربوط مىشود به نامهاى كه معاويه بعد از حضور جرير بن عبدالله در شام خطاب به على(ع) نوشته است. شرح ماجرا اينكه جَرِير بنِ عَبدالله بَجَلِى (فرستاده على(ع) به شام) مدتى در شام درنگ كرد و برخى از ياران على(ع) درباره وى به شك افتادند. لذا از حضرت خواستند تا نامهاى به جرير بنويسد. امام(ع) طى نامهاى از جرير خواست نزد معاويه رود و كار را يكسره كند. جرير وقتى نامه را خواند نزد معاويه آمد و آن را بر او نيز خواند. معاويه نه تنها تسليم نشد، بلكه براى بيعت مردم شام با خودش زمينهسازى كرد. چون مردم شام با معاويه بيعت كردند، او به جرير گفت: «اى جرير، به مولايت ملحق شو». آنگاه نامهاى مبنى بر آمادگى براى جنگ با على(ع) نوشت و زير نامهاش شعر كعب بن جُعَيل 1 را مبنى بر مجرم بودن على(ع) در خصوص قتل عثمان، نگاشت:
1. أَرَى الشَّامَ تَكْرَهُ مُلْكَ الْعِرَاقِ