307
1. مُعَاوِيَّ لَا تَرْجُ الَّذِي لَسْتَ نَائِلًا
5. وَ قَدْ خَفَّتِ الْأَنْصَارُ مَعَهُ وَ عُصْبَةٌ
1. اى معاويه! به آنچه بدان نائل نخواهى شد، اميد مدار و در جستوجوى ياورى، جز سعد بن مالك بر آى.
2. و از عبدالله اميد مدار و محمد (محمد بن ابىبكر) را رها گذار كه آنچه تو امروز از آنان مىطلبى، بىحميتى باشد.
3. ما على را ميان ياران محمد تنها گذاشتيم، درحالىكه هرجا به او اميدى مىرفت [ميدان را] ترك نمىكرد.
4. او ياور پيامبر خدا(ص) به هر جا، و شهسوار امين و شكستناپذير او به هنگامه معركههاى دشوار بود.
5. انصار و گروههاى انبوه مهاجرآنكه [به نوبه خود] چون شيران غرندهاى بودند، در برابر او سبك و بىمقدار مىنمودند.