3014. و ثلث آخر بر عهده على بن ابىطالب و ما از قتل عثمان پاكدامنيم!
5. گفتم: درباره دو نفر اولى راست گفتى. اما درباره سومى، يعنى آن مرد تابناك، بر خطا رفتى.
ابوعمر، نويسنده «استيعاب»، مىگويد: احنَف بن قيس مردى خردمند و پر حوصله و ديندار و هوشمند و سخنور و سياستمدار بود. وقتى عايشه به بصره رسيد، كسى را نزد او فرستاد تا به ملاقات وى آيد. او نپذيرفت. دوباره كسى را فرستاد و احنف بن قيس نزد او رفت. عايشه به وى گفت: «واى بر تو اى احنف! چه عذر و دليلى در برابر خدادارى كه جهاد ضد كشندگان اميرالمؤمنين عثمان را ترك كردهاى؟ آيا افرادت كم هستند يا قبيلهات از تو اطاعت نمىكنند؟» گفت: «اى امالمؤمنين! نه عمرم از حد گذشته و نه زمان درازى سپرى گشته است، بلكه يكسال نمىگذرد كه تو را ديدم از عثمان انتقاد مىكردى و به او بد مىگفتى! من دستور تو را درحالىكه [از كشتن عثمان] راضى بودى قبول مىكنم و دستورت را درحالىكه از آن خشمگينى، رد مىكنم! 1
اتهام عمرو بن عاص به على(ع)
نصر بن مزاحم مىگويد: چون عمرو بن عاص در جنگ صفين خطر را برابر ديد، معاويه به او گفت: «قبيله پدرى خويش را احضار كن و به صحنه پيكار ببر كه اگر كارى از دست كسى بر آيد، فقط از دست آنان است». پس گروهى از يمانيان آمدند و وى به ايشان گفت: «امروز روز هنرنمايى شماست و فردا شما نامدار و صاحب مقام خواهيد شد. امروز، روزى سرنوشتساز است. همراه من