2861. معاويه! به راستى حق آشكارا روشن است و نه چنان است كه تو و عمرو انتظار داريد و مترصد هستيد.
2. پسر عفان را امروز براى ما دستاويز و دامى ساختهاى، چنانكه آن دو سالخورده (طلحه و زبير) براى ظاهرفريبى او را دستاويز كار خود كردند.
3. اين نيز همانگونه بلايى است كه پا جاى پاى آن فتنه نهاده و عيناً به سرابى ماند كه مسافر بدان فريب خورد.
4. تير اتهامى به سوى على افكنديد كه به او زيانى نمىرساند؛ هر چند مكر و نيرنگ شما در ايراد اين اتهام سخت بزرگ و بسيار باشد.
5. گناه او چيست كه گروهى از قبايل آمدند و در شهر انبوه گشتند و بر عثمان تاختند و بر او دست يافتند؟
6. مسلمانان يك دله و آشكارا به خانه او (على) روى آوردند و در اين كار هيچ اجبارى براى آنان نبود.
7. پس آن دو سالخورده (طلحه و زبير) با او بيعت كردند و پس از آن [به ظاهر] آهنگ عمره بزرگ كردند كه در باطن مكرى بود [و قصد شورش داشتند].
8. پس شد آنچه شد كه نقل داستان آن بازگويى مكرر و ملالآور است؛ پناه بر خدا از آنچه روزگار، نوبه نوبه حادثه آرد.
9. شما [دو تن] چيستيد كه از ما ياورى خواهيد؟ درحالىكه شما برانگيزاننده آتش جنگهايى هستيد كه شرارهاش خاموش نشود.
10. شما [دو تن] چيستيد؟. خدا پدرتان را بيامرزد. سخن گفتنتان از شورا كدام است كه به راستى، سپيدهدم حقيقت تابان شده است. (يعنى حقيقت امامت و ولايت على تجلى كرده است).