285نامه نوشتند. اما عبدالله بن عمر دعوت آنها را قبول نكرد و به آن دو (معاويه و عمرو بن عاص) نامه نوشت؛ در اين نامه به بيعت آزادانه مردم با على(ع) و اينكه اتهام قتل عثمان به على(ع) نارواست، اشاره شده است:
اما بعد، به جان خودم موضع بصيرت و طريق بينادلى را گم كردهايد و از راهى دور خواستهايد به مراد خود راه يابيد. ولى خداوند هر آن كس را كه در اين امر شكى به دل داشت، با اين نوشته شما، جز شك و بدگمانى نسبت به شما نيفزود. شما كجا و خلافت كجا؟ اما تو اى معاويه! اسيرى آزادشدهاى و اما تو اى عمرو! خود متهم [و مورد بدگمانى همگان] هستى. هان! خود را از من بركنار داريد كه شما و مرا يارى و ياورى صورت نبندد.
آنگاه اين اشعار را در ذيل نامهاش نگاشت:
1. مُعَاوِيَّ إِنَّ الْحَقَّ أَبْلَجُ وَاضِحٌ