274
1. بَنِي هَاشِمٍ لَا يطْمَعُ النَّاسُ فِيكمُ
1. اى بنىهاشم نگذاريد مردم در شما طمع كنند! مخصوصا تَيم بن مُرَّه و عَدِى.
2. امر خلافت تنها در مورد شماست و به شما باز مىگردد و هيچ كس شايسته آن نيست، جز ابوالحسن على.
3. اى ابوالحسن! محكم كن از براى امر امامت كف احتياط كننده را. پس به درستى كه تو به امر امامت كه ما اميد مىداريم آن را، سزاوارى و پرى از آن.
عمر كه از جريان مطلع شد، به ابوبكر گفت: «اين مرد مىخواهد شرى به پا كند و پيغمبر(ص) دل او را در كار اسلام پيوسته نرم مىداشت. شما هم آنچه از اموال زكات در دست خود دارد، به او واگذاريد». ابوبكر چنين كرد و ابوسفيان راضى شد و با او بيعت كرد. 1
ب) راز همراهى على(ع) با خلفا
على بن ابىطالب(ع) پس از وفات رسول اكرم(ص) و غصب شدن حق خلافت، در طول 25 سال خانهنشينى، همواره مانند مشاورى دلسوز براى پيشبرد امور مردم، با خلفاى وقت همكارى مىكردند؛ چرا كه ايشان فقط به عزت اسلام و تداوم اركان دين مىانديشيد. عمر كلمات مشهورى دارد كه نشان مىدهد در بسيارى از مسائل علمى، اميرالمؤمنين على(ع) وى را يارى مىكرد. لذا بارها عمر