247مناوى گفته است: اين سخن از حافظ زرندى است كه «هيچ يك از دانشمندان مجتهد و پيشوايان، رهيافته نيست، مگر آنكه از ولايت خاندان پيغمبر، حظ وافر و فخر زاهر برده، چه اين امر خداست كه فرموده است: (قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ) ».
ابن حجر گفته است: ديلمى از ابىسعيد خُدرى روايت كرده كه پيغمبر در تفسير آيه (وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ) فرمودهاند: از ولايت على(ع) پرسش خواهد شد و گويا مراد «واحدى» نيز همين حديث بوده كه گفته است: در تفسير آيه (وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ) ، روايت كردهاند كه مقصود، ولايت على(ع) و اهلبيت است؛ زيرا خداوند به پيغمبر فرمان داد كه مردم را آگاهى دهد كه از آنها پاداشى در نبوت مسئلت ندارد، مگر آنكه خاندانش را دوست دارند. و معناى آيه نيز چنين است كه از آنها مىپرسند آيا خاندان پيغمبر را به شايستگى و آن چنانكه رسول خدا(ص) سفارش فرموده بود، دوست داشتهاند يا مودت آنها را چنان ضايع و مهمل گذاشتهاند، كه بايد سرزنش و نكوهش شوند؟ 1همچنين اين شعر را از عربى ياد كرده است:
رأيتُ وِلائِي آل طه فَريضَةً
دوستى خود را نسبت به خاندان پيغمبر، فريضهاى ديدم كه علىرغم دورى آن درگاه، براى من قربآور است.
پيامبر(ص) كه از جانب خداوند مبعوث شده است، براى تبليغ دين و هدايت مردم، جز مودت خاندانش چيزى طلب نكرد.