228اى مردم! همانا خداى عز و جل امر كرده كه امام و پيشواى شما را منصوب نمايم و آنكه را كه بعد از من وصى من و خليفه من است و آن كسى را كه خداى عز و جل در كتاب خود طاعت او را واجب فرموده و طاعت او را همدوش طاعت من ساخته و شما را امر به ولايت او فرموده به شما معرفى كنم و من در ابلاغ اين امر، از ترس طعن و نكوهش اهل نفاق و تكذيب آنها، به خداى خود مراجعه نمودم. خداى مرا تهديد فرمود كه اگر اين امر را تبليغ نكنم، مرا عذاب فرمايد.
اى مردم! همانا خداوند شما را امر به نماز فرموده و به طور تحقيق آن را براى شما بيان كرده است و امر به زكات و روزه و حج فرموده و آنها را براى شما بيان نموده و من آنها را براى شما تفسير كردهام و امر كرده است شما را به ولايت، و من شاهد مىگيرم شما را كه همانا آن ولايت [كه خداوند امر فرموده] اختصاص به اين (على(ع)) دارد. در هنگام اداى سخن، دست خود را بر على نهاد. سپس فرمود: بعد از او اختصاص به دو پسرش [حسن و حسين(عليهما السلام)] دارد و سپس به اوصياى بعدشان از فرزندانشان. آنها از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنها جدا نشود تا بر من در كنار حوض وارد شوند. اى مردم! به تحقيق من براى شما بيان كردم و پناهگاه شما و پيشواى شما و ولى شما و راهنماى شما را نشان دادم و او برادرم علىبن ابىطالب است و او ميان شما به منزله من است. پس قلاده اطاعت او را در دين بر گردن نهيد و او را در تمام امور اطاعت كنيد؛ زيرا تمام آنچه خداى عزّ و جل به من تعليم فرموده، از علم و حكمتش، همانا تماماً نزد اوست. پس از او سؤال كنيد و از او بياموزيد و از اوصياى بعد از او و آنها را تعليم ندهيد و بر آنها پيشى نگيريد و از آنها دور و