226در اين هنگام سلمان به پا خاست و گفت: يا رسولَ الله وِلاءٌ كَما ذا؟؛ «ولاء درباره على(ع) چگونه ولائى است»؟ فرمود: «وِلاءٌ كَوِلائِي»؛ «ولايت او مانند ولايت من است. پس خداى متعال اين آيه را فرو فرستاد: ( اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) . پس رسول خدا(ص) تكبير فرمود و گفت: «اللّه اكبر! تمامى نبوّت من و تمامى دين خدا ولايت على(ع) است، بعد از من». پس ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: «يا رسول اللّه! اين آيات در مورد على(ع) خاصّه است؟» فرمود: «بلى، در او و درباره اوصياى من است تا روز قيامت». گفتند: «بيان فرما ايشان را (اوصياى خود را) براى ما». فرمود:
عليٌّ أخي و وزيري و وارثي و وَصِيّيِ، و خَلِيفَتِي في أُمّتي، و وَليُّ كُلِّ مُؤمِنٍ بَعدي، ثُمَّ ابنِي الحَسنُ، ثُمَّ الحُسينُ، ثُمَّ تِسعَةٌ مِن وُلدِ ابني الحُسين، واحدٌ بعدَ واحدٍ، القرآنُ مَعَهُم، و هُم مَعَ القُرآنِ، لا يُفارِقُونَهُ و لا يُفارِقُهُم حَتّى يَرِدوا عَليَّ الحوض.
على برادر من و وزير من و وارث من و وصى و خليفه من است در امّت من، و ولى هر مؤمن است بعد از من. سپس دو فرزندم، اول حسن و پس از او حسين. پس از او نه تن از فرزندان پسرم، حسين، هر يك پس از ديگرى. قرآن با آنهاست و آنها با قرآنند؛ از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنها جدا نشود تا بر من كنار حوض وارد شوند؟
[پس از اين شرح و بيان كه اميرالمؤمنين فرمود] همگى آنان گفتند: «آرى به خدا قسم اين كلمات رسول خدا(ص) را ما شنيدهايم و به طورى كه گفتى بدان شهادت مىدهيم». بعض ديگر از آن گروه گفتند: «بيشتر اين مطالب را در خاطر داريم، ولى تمام آن را در حفظ نداشتيم. ولى اينانكه تمام آن را در خاطر داشته و بدان گواهى دادند، همه آنها از نيكان و مردم با فضيلت ما مىباشند». پس على(ع)