140نام خَنساء رسيد. پرسيد: «چه كسى بوده است آن كس كه بر برادرم دليرى كرده [و جرئت كشتن او را داشته؟]». گفتند: «على بن ابىطالب». گفت: «مرگ او نگذشت جز به دست همتاى كريمى. اشكم هرگز خشك نشود اگر براى او اشك بريزم. اى بنى عامر! تاكنون بهتر از اين سرافرازى و افتخار نشنيدهام». سپس اين اشعار را سرود:
لوْ كانَ قَاتِلُ عَمْرٍو غَيرَ قَاتِلِهِ
اگر كشنده عمرو جز اين كشنده (يعنى على) بود تا ابد بر او مىگريستم.
ولى كشنده عمرو كسى است كه به واسطه كشتن او عيبى بر عمرو نيست؛ آن كس كه پيش از اين «بيضة البلد» (يگانه مرد شهر) ناميده مىشد.
همچنين اين اشعار را سرود:
1. أَسَدَانِ فِي ضِيقِ الْمَكرِّ تَصَاوَلَا