131صداى تكبيرى را از آسمان شنيدند كه مىگفت:
«لا سَيفَ الّا ذو الفَقَار وَ لا فَتى الّا عَلِي». سپس حَسّان بنِ ثابت از رسول خدا(ص) اجازه گرفت، تا در اين باره شعرى بسرايد. پيامبر(ص) به او اجازه داد و حسان هم شعرش را سرود و با اين بيت آغاز كرد:
1.جِبرِيلُ نادَى مُعلِناً
1. جبرئيل با صداى بلند فرياد زد درحالىكه گرد و غبار ميدان جنگ برطرف نشده بود.
2. و درحالىكه مسلمانها حلقه زده بودند در پيرامون پيامبر مرسل:
3. شمشيرى غير از ذو الفقار نيست و جوانمردى همچون على(ع) وجود ندارد.
ابن جوزى در اين زمينه گفتارى دارد و آن اينكه برخى مىگويند اين واقعه در روز احد اتفاق افتاد. ولى آنچنانكه احمد بن حنبل از ابن عباس روايت كرده، وى گفته است اين واقعه در روز بدر بوده است. ولى صحيحتر آن است كه در روز فتح خيبر اتفاق افتاده است و هيچ يك از دانشمندان در اين سخن آخرى (كه روز فتح خيبر باشد) نكوهشى ننموده و ايرادى نكرده است. 1
علامه امينى مىگويد:
احاديث متعددى كه در اين باره وارد شده، ثابت مىكند كه اين مسئله چندين بار واقع شده است و منادى در روز احد جبرئيل بوده است. ولى منادى روز بدر ملك ديگرى به نام رضوان بوده است. پيشوايان علم حديث بر نقل اين داستان