130
2. جنگ احد
ابورافع نقل كرده است: در روز احد، هنگامى كه على(ع) پرچمداران سپاه قريش را كشت و به زمين افكند، رسول خدا(ص) عدهاى از مشركان قريش را ديد، به على(ع) دستور داد به آنان حمله كند. حضرت به آنان حمله نمود و آنان را پراكنده كرد و شَيبَة بنِ مالك را كشت. سپس جبرائيل گفت: «اى رسول خدا! اين است معناى برابرى و برادرى». پيغمبر فرمود: «على(ع) از من است و من از او هستم». جبرئيل گفت: «من هم از شما هستم». ابورافع گويد: در اين هنگام مردم صداِِِِيى را شنيدند كه مىگفت:
«لَا فَتَى إِلَّا عَلِي، لَا سَيْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ». 1
خوارزمى 2 از محمّد بن اسحاق بن يسار روايت كند كه وى گويد: در روز جنگ احد باد سختى وزيد و صدايى به گوش همه رسيد كه مىگفت:
لا سَيفَ الّا ذو الفَقار
شمشيرى جز ذو الفقار نيست و جوانمردى غير از على نيست.
هرگاه خواستيد بر مردهاى بگرييد، بر مرد وفادارى كه برادر وفادار است بگرييد.
سبط ابن الجوزى 3 از احمد بن حنبل در الفضائل آورده است كه آنان در آن روز