128أَجَابَ دَعْوَتِي فِيهِ»؛ «سپاس خداوندى را كه خواسته مرا درباره او انجام داد [و خيال مرا آسوده كرد]». 1
درباره كردار على(ع) و شجاعتى كه از وى در جنگ بدر پديدار شد، اسَيدِ بنِ ابى إياس (يكى از مشركان مكه) اشعار ذيل را مىگفت و مشركان قريش را بر على(ع) مىشورانيد.
1. فِي كلِّ مَجْمَعِ غَايةٍ أَخْزَاكمْ
1. [اى گروه قريش] در هر انجمنى كه پرچمى برپا شد (يعنى در جنگها) شما را نوجوانى نورس رسوا كرد كه بر پيران سالمند پيروز شد.
2. خدايتان خير دهد آيا شما [كردار اين جوانان را] بد مىپنداريد؟ چيزى را كه هر آزادمرد بزرگوارى از آن شرم دارد و بدش آيد؟
3. اين پسر فاطمه [بنت اسد] است كه شما را نابود كرد با سر بريدنتان و به كشتن در جا [كه نيازى به بريدن سر نداشت و با همان ضربت شما را از پا درآورد].