69
مشهور بودن ناروايى ورود كافران به مسجد، در صدر اسلام
شمارى از فقيهان بر اين باورند كه ناروايى ورود كافران به مسجدها در ميان مسلمانان صدر اسلام، مشهور بوده است. علامه در تذكره، اين شهرت را از دليلها قرار داده و بر آن شاهدى از تاريخ ارائه كرده است:
ولأنّ منعهم كان مشهوراً، دخل أبوموسى على عمر و معه كتاب حساب عمله، فقال عمر: ادع الذي كتبه ليقرأه قال: انّه لا يدخل المسجد قال و لم لا يدخل؟ قال لأنّه نصرانيّ فسكت و هو يدل على شهرته بينهم. 1
زيرا ناروايى ورود كافران به مسجد [در صدر اسلام] مشهور بوده است. ابوموسى با دفتر حسابرسى كارهايش بر عمر وارد مىشود. عمر مىگويد: «نويسنده را بگو بيايد و آن را بخواند». ابوموسى مىگويد: «او به مسجد نمىآيد». عمر مىپرسد: «چرا»؟ مىگويد: «چون مسيحى است». عمر ساكت مىشود. اين نشان دهنده شهرت ناروايى ورود كافران به مسجد، در ميان آنان است.
بسان همين سخن را صاحب جواهر، با استناد به اين قضيه تاريخى آورده و آن را شاهدى بر صدق مدعاى خويش مىداند. 2
پاسخ: صرفنظر از درستى يا نادرستى اين رخداد، چرا كه تنها از طريق اهلسنت نقل شده است، آيا وجود چنين پديدهاى مىتواند بيانگر شهرت حكمى در يك زمان باشد و آيا چنين شهرتى حجيت دارد؟ افزون بر اين، اين شهرتى كه برخاسته از يك رخداد تاريخى است، با شهرت ديگرى كه نقلهاى گوناگون از طريق شيعه و سنى پشتوانه آن است ناسازگارى دارد. ما در تاريخ به مواردى بر مىخوريم كه هم در زمان عمر، هم پيش از او و هم پس از او، افراد مسيحى و يهودى به صورت گروهى (وفد) و فردى به مسجدالنبى مىآمدند و پرسشهاى خود را براى خليفه مسلمانان مطرح مىكردند و پاسخ مىشنيدند. بهطور طبيعى اين موارد، در گاهِ ناسازگارى، بر آن يك مورد، پيش خواهند بود.