67شدن و بىاحترامى به مسجد نشود، اشكالى ندارد و كافر، به فرض آنكه نجس باشد، از آنگونه آلودگىهايى است كه سرايتكننده نيست و سبب آلودهشدن مسجد نمىشود.
سوم اينكه: استدلال به اين روايت، آنگاه تمام خواهد بود كه نجسبودن همه كافران، امرى قطعى و مسلم باشد و حال آنكه چنين نيست. دستكم نجسبودن اهل كتاب مورد مناقشه است و شمارى باور به پاكى آنان دارند.
اجماع
از دلايلى كه فقيهان بر ناروايى ورود كافران به مسجدها اقامه كردهاند، اجماع است. محقق حلى مىنويسد:
فلا يجوز أن يدخل المسجدالحرام اجماعاً و لا غيره من المساجد عندنا. 1
علما، همه بر اين نظريهاند كه روا نيست كافر وارد مسجدالحرام شود و همچنين ديگر مساجد؛ به نظر فقهاى شيعه.
محقق حلى، با تعبير «عندنا» آورده است. صاحب جواهر در شرح آن مىنويسد: «اين تعبير در تحرير و كنزالعرفان نيز آمده و مقصود از آن، جماعت اماميه است؛ چنانكه در مسالك تصريح به اجماع شده و در منتهى، به مذهب اهلبيت نسبت داده شده است».
مقصود آن است كه اين اجماع، با تعبيرهاى گوناگونى در سخنان فقها آمده و تنها در مسالك، به اجماع تصريح شده است: «لا يجوز دخول الذمّي المسجد بإجماع الامامية»؛ 2
«همه فقهاى اماميه بر اين نظريهاند كه روا نيست كافر ذمى وارد مسجد شود».
يادآورى: توجه به چند نكته، نادرستى و بىپايه بودن اجماع را مىنماياند:
1. شيخ طوسى، نه در خلاف و نه در مبسوط، به اجماع تمسك نكرده است؛ با آنكه روش ايشان، بهويژه در كتاب خلاف، بر اين است كه به خاطر رويارويى با ديدگاه فقيهان اهل سنت، همانند آنان به اجماع تمسك مىجويد. ازاينرو، ادعاى اجماع