61بايستگى بزرگداشت مسجدها، نقطه اشتراكى است كه كافران را از ورود به مسجدها باز مىدارد. علامه نيز بر همين نكته تكيه كرده است: «لأنّه مسجد فلا يجوز لهم الدخول كالحرم». 1در مسجد بودن، بين مسجدالحرام و ديگر مساجد، فرقى نيست و بايد در حكم ناروايى نيز يكسان باشند.
همين سخن را شيخ محمد جواد مغنيه، با بيان ديگرى تقرير مىكند. وى پس از طرح اين پرسش كه: «آيا اين جمله آيه (...فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ...) دليل درستى ديدگاه شافعى نيست كه مىگويد ناروايى ورود، ويژه مسجدالحرام است؟»، مىنويسد:
الجواب انّ مجموع الآيه يدلّ على العموم، لا على الخصوص؛ لأنّ المتبادر إلى الأذهان من الآيه مجموعها إنّ علّة المنع من الدخول هي النجاسة و احترام المسجد عند الله و ليس من شك انّ كلّ مسجد هو محترم عندالله لأنّه منسوب اليه جلّت عظمته. 2
مجموع آيه، دلالت مىكند بر همگانى بودنِ حكم، نه خصوصى بودنِ آن؛ چرا كه از مجموع آيه نخست چنين به ذهن مىآيد كه انگيزه جلوگيرى از ورود، ناپاكى و احترام مسجد در پيشگاه خداوند است و بدون شك، هر مسجدى در پيشگاه خداوند محترم است؛ چون منسوب به اوست.
خلاصه سخن اين بزرگان اين است كه جايگاه والا و محترمبودن مسجد، ملاك حكم ناروايى ورود است و اين ملاك، در همه مسجدها، بهگونه يكسان وجود دارد.
اين استدلال نيز به ثابتكردن دو نكته بستگى دارد:
الف) براى مسجدالحرام ويژگى ديگرى غير از عنوان مسجد بودن، كه دخالت در حكم ناروايى ورود داشته باشد، نيست و تنها معيار اين حكم، مسجد بودنِ آن است.
ب) ورود كافران به مساجد، به هر انگيزهاى كه باشد، برخلاف حفظ حرمت مساجد و قداستشكنى است.
بررسى: اينكه بگوييم «در حكم ناروايى ورود به مسجدالحرام هيچ ويژگى ندارد»، ادعايى بيش نيست. احتمال خصوصيت كافى است براى يكسان ندانستن حكم؛ زيرا