58مىنويسد: «اطلاق آيه شريفه كه مىگويد نجس نبايد وارد مسجدالحرام شود، هر نجسى را در بر مىگيرد؛ انسان باشد يا حيوان يا غير اينها». آنگاه مىنويسد:
ونريد بالإنسان النجس، الجاحد و عابد الأوثان، أمّا أهل الكتاب فقد أثبتنا طهارتهم.
مقصود ما 1 از انسانِ نجس، منكر خداوند و بتپرست است، ولى اهل كتاب، پاكى آنان را پيش از اين ثابت كرديم.
از ظاهر اين سخن بر مىآيد كه اهل كتاب مىتوانند وارد مسجدالحرام و هر مسجدى شوند.
بنابراين، استدلال به اين آيه، براى گستردن حكم ناروايى ورود به مسجدالحرام، از مشركان به ديگر كافران، ناتمام است و نياز به دقت و درنگ بيشترى دارد.
اجماع
دليل ديگرى كه برگسترش حكم آورده شده، اجماع است كه صاحب جواهر از آن، به عنوان نخستين دليل ياد كرده بود:
فلا يجوز أن يدخلوا المسجدالحرام اجماعاً من المسلمين محصّلاً و محكيّاً مستفيضاً، مضافاً إلى قوله تعالى: إِنَّمَا المُشْرِكُونَ نَجَسٌ... . 2
روا نيست كافران وارد مسجدالحرام شوند، به اجماع به دست آمده و فراوان حكايت شده از مسلمانان، افزون بر آن سخن خداوند: «مشركان نجساند».
با توجه به سخن صاحب جواهر، شايد بتوان گفت: اجماع مهمترين دليل، بلكه تنها دليل بر گستردن ناروايى ورود به مسجدالحرام از مشركان به ديگر كافران است؛ هر چند اين دليل نيز خالى از چند شبهه نيست؛ زيرا:
1. با وجود مخالفى همچون ابوحنيفه و پيروان وى، نمىتوان گفت اجماع مسلمانان.
2. بر مبناى كسانى كه اهل كتاب را پاك مىدانند، ورود آنان به مسجدالحرام بىاشكال خواهد بود، ولى مىتوان گفت، چون در مقام فتوا، نظريه روشنى بر جايز