395مكه قرار داد و لااقل يك مرتبه او را مأمور برگزارى مراسم حج كرد. درحالى كه او مقيم مكه بود.
فصل سوم : «اميرالحاج» در فقه اهل سنت
علماى اهل سنت نيز با صراحت «امام» را در بحث حج بر كسى كه متصدى امر حج است، حمل كردهاند؛ براى نمونه در يكى از آثار فقهى اهل سنت آمده است: «الإمام هيهُنا الوالي الَّذي اليه أمر الحج مِنْ قِبَلِ الإمام». 1 سپس بعضى از احكام مربوط به او را مورد بحث قرار داده است.
غير از احكام استحبابى كه در كتب فقهى اهل سنت درباره اميرالحاج به چشم مىخورد، در بعضى از آثار و تأليفات آنانكه در موضوع حكومت و شئون و اختيارات آن نگاشته شده، از امارت حج سخن گفته شده است. ماوردى و ابويعلى در «الاحكام السلطانيه» 2 ولايت در امر حج را در دو زمينه دانستهاند:
1. ولايت بر حركت دادن حجاج كه نوعى ولايت سياسى و زعامت تدبير است.
2. ولايت بر اقامه حج.
مرور اجمالى بر اين بحث، كه شايد تنها اثرى باشد كه دراين باره به تفصيل بحث كرده، خالى از فايده نيست. در نوع اول از ولايت، شرايطى چون مطاع بودن، صاحب نظر بودن، شجاعت داشتن و هيبت و هدايتگرى در اميرالحاج، معتبر شمرده شده است. آنگاه چند مورد را بهعنوان حقوق والى حج بر حجاج برشمرده، كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
الف) جمعكردن مردم در مسير حج و حركتدادن آنها براى جلوگيرى از تفرق و پراكندگى.
ب) مرتبكردن آنها در مسير حج و منزل دادن به آنان در مسير راه؛ بهطورى كه هر گروهى رئيسى داشته باشند.
ج) مدارا با حجاج براى مراعات حال ضعفا.