317زائر است؛ مسئلهاى كه از زمان ائمه(عليهم السلام) دغدغه مؤمنان بوده و اكنون نيز هست و حوادث و ماجراهاى متعددى هم در طول تاريخ از تبعات اين مسئله بوده كه بسيارى از آنها در كتب تاريخ و ماجراهاى حج ديده مىشود. 1
دليل اهميت اين مسئله، اختلال در وقوفين در اثر اعلام ناصحيح و اشتباهى رؤيت هلال و باطل شدن حج زائران، بهحسب قاعده اولى است؛ آنهم حجى كه بيشتر زائران، در طول عمرشان، يكبار و با تحمل زحمات و هزينههاى فراوان موفق به انجام آن مىشوند؛ ازاينرو است كه بررسى، پژوهش و دقت در اين مسئله و فروعات آن، ضرورت بيشترى پيدا مىكند كه البته اين مطلب، در طول تاريخ، از ديد فقهاى بزرگوار شيعه دور نمانده و به خصوص در كتب فقهى متأخرين، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. در عين حال، اين مسئله در موارد بسيارى، بهصورت استطرادى، آنهم غيركامل مطرح گرديده و همه فروع آن، بهصورت كامل تنقيح نشده است. بنابراين، يكى از زمينههاى تحقيق و پژوهش براى محققان، همين مسئله مهم و اساسى است و اين پژوهش ما، كوششى است در همين راستا كه اميد است تتبع ادله مسئله و فتاواى فقهاى شيعه و مقايسه ميان آنها، زمينهساز تعمق و تدبر بيشتر در مسئله باشد و راه براى پژوهشهاى بعدى بازتر و آسانتر شود.
اميد آنكه اين تلاش ناچيز مورد رضايت و قبول حضرت بقية الله الأعظم - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و عجل الله تعالى فرجه الشريف - قرار گيرد؛ انشاءالله!
فصل اول: بيان اصل مطلب
اگر هلال ماه ذىحجه نزد قاضى اهل سنت ثابت شود و به آن حكم دهد اما نزد ما شيعيان ثابت نباشد، وظيفه ما در وقوفين چيست؟ آيا وجود مندوحه و عدم آن، در حكم مسئله تأثير دارد؟ و آيا حجى كه انجام مىدهيم، صحيح و مجزى و مُبرى ذمه خواهد بود يا نه؟ در صورت مجزى نبودن، تكليف ما چيست؟