292توضيح: آثار دو قسم است: برخى آثار فعل مكلف است و بعضى آثار فعل مكلف نيست؛ مثلاً اگر متنجسى كه دوبار بايد شسته شود و يا بايد خاكمالى گردد، از باب تقيه يكبار شسته شود و يا خاكمالى نشود و با آن از باب تقيه نماز بخوانند، در اينجا تنها نماز صحيح است و نجاست متنجس باقى است؛ زيرا متنجس شدن لباس از آثار ملاقات با نجاست است، نه از آثار فعل مكلف تا با تقيه مداراتى برداشته شود.
نظير اين مطلب در بحث از حديث رفع بيان شده است كه با آن تنها آثار فعل مكلف برداشته مىشود. بنابراين اگر مكلف از روى اضطرار دستش به نجس بخورد، با حديث رفع نجاست آن برداشته نمىشود.
10. شرط عدم مندوحه
از جمله مباحث مهم تقيه اين است كه جريان تقيه و اجزاى عمل تقيهاى از مأموربه واقعى، مشروط به نبود مندوحه عرضى و يا طولى هست يا نه؟
پيش از بحث لازم است مقصود از مندوحه عرضى و طولى روشن گردد.
مندوحه عرضى، يعنى مكلف بتواند در همان زمانى كه بايد تقيه شود، عمل واقعى را بهصورت صحيح واقعى انجام دهد و مقصود از مندوحه طولى عبارت است از اينكه مكلف بتواند عمل تقيهاى را پس از زمان تقيه، بهصورت صحيحِ واقعى انجام دهد.
پس از روشن شدن اين دو اصطلاح، به نظر مىرسد اين بحث در تقيه مداراتى راه ندارد؛ زيرا هدف و حكمت تقيه مداراتى جلب محبت و مودت و وحدت كلمه مسلمانان است و به اين معنا دست پيدا نمىشود، مگر انجام عمل برطبق نظر آنها و در جمع آنان.
حضرت امام پس از اينكه تفصيل مىدهند ميان اينكه دليل تقيه مطلقات و عمومات اضطرار باشد كه در اين صورت عدم مندوحه شرط است، و اينكه دليل تقيه روايات خاص باشد كه در اين صورت عدم مندوحه شرط نيست، مىفرمايد: