26910. شرط عدم مندوحه.
و مباحثى از تقيه مداراتى كه بحث نشد به قرار ذيل است:
1. جريان تقيه در معاملات به معناى اعم؛
2. جريان تقيه در مستحبات؛
3. ترك تقيه موجب بطلان عمل است يا خير؟
4. مواردى كه جاى تقيه نيست؛
5. اشكالات اهل سنت بر تقيه مداراتى.
1. مفهوم تقيه از نگاه لغت
بىگمان، روشن شدن معناى لغوى تقيه، پيش از آغاز مباحث فقهى آن، امرى ضرورى است؛ ازاينرو رجوع به كتابهاى لغت، در صورتىكه ميان كارشناسان در مفهوم تقيه اختلاف باشد، لازم است.
خليل در كتاب العين، مفهوم تقيه را «تحفظ و جلوگيرى» مىداند وى در اينباره مىنويسد: «وكلّ ما وَقى شيئاً فهو وقاء لَهُ وَوقاية ... والتقوى في الأصل وقوى فلما فتحت ابدلت تاء فتركت في تصريف الفعل في التقي والتقوى والتقاة والتّقيّة». 1
علامه فيومى در كتاب «مصباح المنير» تقيه را اسم براى فعل «وقى» و به معناى حفظكردن دانسته است. وى مىنويسد: «وقاه الله السوء يقيه وقاية بالكسر حفظه ... والتقية والتقوى اسم منه والتاء مبدلة مِن واو والأصل وَقوى من وقيت». 2
ابن اثير تقيه را از فعل «وقى» و به معناى پوشاندن و مصونكردن دانسته است: «وقا فوقي أحدكم وجهه النار وقيت الشيء اقيه اذا صنته وسترته عن الأذى ... و منه الحديث على كنا اذا احمرّ البأس اتقينا برسول الله(ص) أي جعلناه وقاية لنا مِنَالعدوّ». 3
صاحب «قاموس قرآن» به نقل از راغب، آورده است كه فعل «وقى» به معناى حفظ است: «وَقى وقاية و وقاءً، حفظ شىء است از آنچه اذيت و ضرر مىرساند. 4