246آورد و حضور شيعيان در نمازها و مساجد را آنچنان گسترده و چشمگير نمايد كه گاهى ساير مسلمانان را تحتالشعاع قرار مىدهند؛ همانگونه كه اين حكم نقش مؤثرى را در توجه دادن فقها و مجتهدين و مدرسين حوزههاى علميه به اين مسئله، ايفا نموده است و مسلماً مجتهدين و مراجع آينده با الگو قرار دادن حكم امام(قدس سره) موضوع را با ديد عميقتر و از منظر جديدترى بررسى و بر اساس آن فتوا صادر خواهند نمود.
خلاصه، اين حكم امام مانند حكم او در مورد سلمان رشدى است كه در طول قرنهاى گذشته، نهتنها فقهاى شيعه، بلكه علما و دانشمندان اهل سنت نيز به ارتداد و مهدورالدم بودن «سابّ النبى» فتوا دادهاند. ولى اين فتوا تاكنون داراى اثر عملى و عينيت خارجى نبوده است؛ زيرا فتوايى بوده در لابلاى كتب فقهى و يا حديثى، در ميان احاديث فراوان در منابع حديثى شيعه و اهل سنت.
و ديديم آنگاه كه دشمنان به مصاف اسلام و قرآن آمدند و آنگاه كه قصد هتك حرمت پيامبر عظيمالشان ما را داشتند، حكم امام چگونه شربتتلخ و زهرآگين شكست فضاحتبار را به كامشان ريخت كه با گذشت زمان هنوز هم صداى ناله و ضجهشان به گوش مىرسد و هنوز هم نتوانستهاند زخم عميق شمشير حكم امام را كه بر پيكرشان وارد شده است، التيام بخشند.
والسلام عليه يوم وُلِد و يوم مات و يوم يبعث حيّا.